صفحه نخست|عکس|مقاله|كتاب|فیلم|صدا|كل مطالب|داستان|دل نوشته|دانلود
شنبه ٠١ مهر ١٣٩٦
  • 5 داستان درباره اخلاص
    پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: سه نفر از بنى اسرائیل با یكدیگر هم سفر شدند و به مقصدى روان شدند. در بین راه بارى ظاهر شد و باریدن آغاز نمود، خود را پناهنده به غارى نمودند.

  • امام علي (عليه السلام):نمادي از انسان کامل
    «انسان کامل»،عنواني است که از ديرباز مورد توجه بوده و نه تنها انديشمندان و فلاسفه در اين وادي وارد شده و کتابهايي نوشته اند بلکه براي عموم مردم هم جاذبه زيادي داشته است

  • شبی که دعاها و درخواست ها مستجاب می شود
    شب قدر شبی است که فهم ویژگی‌ های آن، کاری ساده نیست. شبی که خداوند درباره آن فرموده: «وَ ما أَدْراكَ‏ ما لَیْلَةُ الْقَدْر[قدر/2] تو چه مى‏ دانى شب قدر چیست؟» شبی که یک سوره از قرآن کریم درباره آن نازل شده و در جای جای این کتاب آسمانی به آن اشاره شده است.

تصویر روز

عاشقانه ترین لحظات

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 361715
 بازدید امروز : 2850
 کل بازدید : 3214521
 بازدیدکنندگان آنلاين : 23
 زمان بازدید : 0/2730
اخبار > داستانی کوتاه درباره اخلاص


کد خبر: ٢٠٥٢ تاریخ انتشار:پنج شنبه ١٢ مرداد ٦١٣٩٥ | ٠٦:٣٧ تعداد بازدید: ...

داستانی کوتاه درباره اخلاص

آورده اند که روزى یکى از بزرگان به سفر حج مى رفت .

داستانی کوتاه درباره اخلاص

آورده اند که روزى یکى از بزرگان به سفر حج مى رفت . نامش عبد الجبار بود و هزار دینار طلا در کمر داشت...

چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد.عبد الجبار براى تفرج و سیاحت ، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید.

زنى را دید که در خرابه مى گردد و چیزى مى جوید. در گوشه مرغک مردارى افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت...!

عبد الجبار با خود گفت : بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مى دارد. در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد.

چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که از گرسنگى هلاک شدیم !

مادر گفت : عزیزان من ! غم مخورید که برایتان مرغکى آورده ام و هم اکنون آن را بریان مى کنم .

عبد الجبار که این را شنید، گریست و از همسایگان احوال وى را باز پرسید.

گفتند: سیده اى است زن عبدالله بن زیاد علوى ، که شوهرش را حجاج ملعون کشته است . او کودکان یتیم دارد و بزرگوارى خاندان رسالت نمى گذارد که از کسى چیزى طلب کند.

عبد الجبار با خود گفت : اگر حج مى خواهى ، این جاست . بى درنگ آن هزار دینار را از میان باز و به زن داد و آن سال در کوفه ماند و به سقایى مشغول شد...

هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت . مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مى آمد.

چون چشمش بر عبد الجبار افتاد، خود را از شتر به زیر انداخت گفت : اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات ، ده هزار دینار به من وام داده اى ، تو را مى جویم . اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان !

عبد الجبار، دینارها را گرفت و حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد.

در این هنگام آوازى شنید که : اى عبد الجبارهزار دینارت را ده هزار دادیم و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد و تا زنده باشى ، هر سال حجى در پرونده عملت مى نویسیم ، تا بدانى که هیچ نیکوکارى بر درگاه ما تباه نمى گردد ...

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
[فراموشی کلمه عبور]
کتابخانه
چرا نماز بخوانیم؟ نویسنده: امیر رجبی
 امیر رجبی
  چرا نماز بخوانیم؟
کمیل و دعایش نویسنده : حاج شیخ عباس مخبر دزفولی
 حاج شیخ عباس مخبر دزفولی
  کمیل و دعایش
قصص الله یا داستانهایی از خدا جلد 2 نویسنده: قاسم میرخلف زاده
 قاسم میرخلف زاده
  داستانهایی از خدا جلد (2)
قصص الله داستان خدا - شهید احمد میرخلف زاده قاسم میرخلف زاده
 احمد میرخلف زاده
  داستانهایی از خدا جلد (1)
کتاب نماز خوبان (حکایات و داستانهایی از دانشمندان و فرزانگان) نویسنده : علی - احمد پور ترکمانی
 علی احمد پور
  نماز خوبان
درس اخلاق

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت  الله  است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

((طراحی قالب سایت : تیم طراحی سبلان نیوز ))