صفحه نخست|عکس|مقاله|كتاب|فیلم|صدا|كل مطالب|داستان|دل نوشته|دانلود
چهارشنبه ٠١ آذر ١٣٩٦
اخبار > دو ویدئو کلیپ متفاوت از نشید "لیس الغریب" العفاسی (زیر نویس فارسی)


کد خبر: ١٠٧٨ تاریخ انتشار:پنج شنبه ٣ اسفند ١٣٩١ | ٢٢:٣٣ تعداد بازدید: ...

دو ویدئو کلیپ متفاوت از نشید "لیس الغریب" العفاسی (زیر نویس فارسی)

دو ویدئو کلیپ متفاوت از نشید "لیس الغریب" از مشاری مشاري بن راشد العفاسي + زیر نویس شده توسط وب سایت الله

 

دو ویدئو کلیپ متفاوت از نشید  "لیس الغریب"

از مشاری بن راشد العفاسي  زیر نویس شده توسط وب سایت الله

این کلیپ حاوی شعری با مضمون یادآوری لحظه تنهایی مرگ می باشد.


اجرای اول

 

     

 


اجرای دوم

     

 


 

این کلیپ حاوی شعری با مضمون یادآوری لحظه تنهایی مرگ است. این کلیپ که عمدتا در سایت‏های اهل ‏سنت منتشر شده با استقبال بی‏ سابقه‏ ای از طرف مسلمانان روبرو شده است ؛ تا جایی که هر کسی که برای اولین بار این کلیپ را ملاحظه می‏ کند آنرا برای دوستان خود ارسال می ‏نماید.

شعر این کلیپ بارها به وسیله تواشیح‏ خوان‏ های متعدد عرب و به روش‏های مختلفی اجرا شده است. کاربران اینترنتی نیز با گذاشتن تصاویر و فیلم‏های مختلفی روی این اشعار آن را در سایت‏های مختلفی قرار داده اند. حتی در کشور فرانسه تنی چند از کاربران اینترنتی ترجمه فرانسوی آنرا تهیه کرده و بر روی این شعرخوانی مونتاژ کرده ‏اند.

اما آنچه بسیار جالب است اینکه اشعار این کلیپ که یادآور تنهایی لحظه مرگ و بعد از مرگ است منسوب به «امام سجاد زین العایدین علیه السلام» می‏ باشد ؛ اما متأسفانه دشمنان اهل‏بیت(ع) در اکثر سایت‏هایی که از این کلیپ استفاده شده تلاش زیادی برای "عدم معرفی منبع شعر" صورت داده ‏اند!

این کلیپ با اسم "لیس الغریب" در سایت‏ها گذاشته شده است و با یک بر آورد از تعداد سایت‏هایی که از این کلیپ استفاده کرده ‏اند و یا انتشار آن به وسیله کاربران می‏توان این تعداد را به صدها هزار نفر تخمین زد.

شایان ذکر است یک خانم جوان هلندی که اسلام آورده بود در مصاحبه با شبکه العربیة یکی از علل اسلام آوردن خود را دیدن این کلیپ که یاد آور لحظات مرگ است عنوان می ‏کند.

جا دارد که در کنار عنوان لیس الغریب برای این شعر، عنوان "من هو الغریب فی وطنه" را در مورد سراینده آن به کار بریم که متأسفانه با وجود این اثر ـ و نیز مآثر جاویدانی همچون ادعیه "صحیفه سجادیه" ـ در بین مسلمانان جهان شناخته‏ شده نیست و حتی مقبره‏ اش در مدینه جدّ بزرگوارش به آن شکل غریبانه درآمده است.

 

امید اینکه متولیان امور فرهنگی با دیدن این کلیپ به دنبال استفاده از روش‏های نو در معرفی و نشر معارف اهل‏بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ و بکارگیری گروه‏ های تواشیح خوان حرفه‏ ای داخلی و خارجی و امکانات صوتی و بصری باشند و کاری شایسته در این زمینه برای مسلمانان ایران و جهان انجام دهند.

متن نشید لیس الغریب

 

 

لَیْسَ الغَریبُ غَریبَ الشَّامِ والیَمَنِ               إِنَّ الغَریبَ غَریبُ اللَّحدِ والکَفَنِ
غریب و بیگانه آن نیست که در شام و یمن است، بلکه غریب واقعی آنست که در(قبر، درمیان) سنگ و الحد قرار گرفته است.
إِنَّ الغَریِبَ لَهُ حَقٌّ لِغُرْبَتـِهِ               على الْمُقیمینَ فی الاَوطــانِ والسَّکَنِ
چنین غریبی برای غربت و دوری خود، بر گردن کسانی که در سرزمین و خانه هایشان باقی مانده اند، حق دارد.

لاتَنّهَرنَّ غَریباً حَالَ غُربَتِه               الدَّهرُ ینهَرُه بالذُّلِ وَالمِهَنِ
غریب را به خاطر حال و روزش از خود مران زیرا زمانه با خواری او را از خود رانده است.

سَفری بَعیدٌ وَزادی لَنْ یُبَلِّغَنـی               وَقُوَّتی ضَعُفَتْ والمـوتُ یَطلُبُنـی
سفر مرگم دور و دراز است و توشه ی من کافی نیست، نیرو و قوتم ضعیف شده، در حالی که مرگ مرا می طلبد.

وَلی بَقایــا ذُنوبٍ لَسْتُ أَعْلَمُها              الله یَعْلَمُهــا فی السِّرِ والعَلَنِ
دچار گناهانی هستم که آگاه به آن نیستم، ولی خداوند تمامی گناهان نهان و آشکارای مرا می داند.

مـَا أَحْلَمَ اللهَ عَنی حَیْثُ أَمْهَلَنی               وقَدْ تَمـادَیْتُ فی ذَنْبی ویَسْتُرُنِی
چه قدر خداوند بردبار بود، آنوقت که دائما گناه کردم و خداوند مرا رسوا نکرد و گناهانم را پوشاند.

تَمُرُّ سـاعـاتُ أَیّـَامی بِلا نَدَمٍ                ولا بُکاءٍ وَلاخَـوْفٍ ولا حـَزَنِ
اوقاتم را بدون هیچ پشیمانی و بدون هیچ گریه ای، ویا ترسی از خدا و ناراحتی گذراندم.

أَنَـا الَّذِی أُغْلِقُ الابْوابَ مُجْتَهِداً                   عَلى المعاصِی وَعَیْنُ اللهِ تَنْظُرُنـی
منم که بواسطه تلاش بر انجام گناهان، درهای رحمت و خیر را بر خود می بندم و این در حالی است که خداوند نظاره گر من هست.

یَـا زَلَّةً کُتِبَتْ فی غَفْلَةٍ ذَهَبَتْ                   یَـا حَسْرَةً بَقِیَتْ فی القَلبِ تُحْرِقُنی
چه لغزش هایی که به خاطر غفلتم در نامه ی اعمالم نگاشته شد و چه حسرت های سوزانی که در دلم به جای ماند.

دَعْنی أَنُوحُ عَلى نَفْسِی وَأَنْدُبُهـا                 وَأَقْطَعُ الدَّهْرَ بِالتَّذْکِیـرِ وَالحَزَنِ
اجازه دهید تا بر خود بنالم و ادامه زندگی را به یاد خدا و اندوه بر کارنامه اعمالم بگذرانم.

کَأَنَّنی بَینَ تلک الاَهلِ مُنطَرِحــَاً                    عَلى الفِراشِ وَأَیْدیهِمْ تُقَلِّبُنــی
تو گویی که من در بین خانواده بر بستر مرگ افتاده ام و با دست های شان مرا به حرکت در می آورند.

وَقَد تَجَمَّعَ حَولِی مَن یَنُوحُ وَ مَن                  یَبّکِی عَلَّیَ وَ یَنعَانِی وَ یَندُبُنِی
گویا اطراف من کسانی اند که ناله می کنند و برایم داد و شیون می کنند.

وَقد أَتَوْا بِطَبیبٍ کَـیْ یُعالِجَنـی                 وَلَمْ أَرَ الطِّبَّ هـذا الیـومَ یَنْفَعُنی
پزشکی را برای مداوایم آورده اند و در حالی آن ها نمی دانند علم پزشکی برای مرگ علاجی و جوابی ندارد.

واشَتد نَزْعِی وَصَار المَوتُ یَجْذِبُـها                 مِن کُلِّ عِرْقٍ بِلا رِفقٍ ولا هَوَنِ
جان کندنم سخت شده و فرشته ی مرگ روحم را از هر رگ بدنم بدون هیچ ملاحظه ای می ستاند.

واستَخْرَجَ الرُّوحَ مِنی فی تَغَرْغُرِها               وصـَارَ رِیقی مَریراً حِینَ غَرْغَرَنی
و روحم را خارج می کند در حالی که من به حالت غرغر آخر، افتاده ام؛ آب دهانم تلخ گشته و روح از بدنم خارج می شود.

وَغَمَّضُونی وَراحَ الکُلُّ وانْصَرَفوا               بَعْدَ الإِیاسِ وَجَدُّوا فی شِرَا الکَفَنِ
آنگاه چشمانم را می بندند و بعد از نا امیدی از ادامه حیاتم همه اهل و عیالم مرا ترک می کنند و برایم کفن فراهم می آورند.

وَقـامَ مَنْ کانَ حِبُّ لنّاسِ فی عَجَلٍ              نَحْوَ المُغَسِّلِ یَأْتینـی یُغَسِّلُنــی  
همان کسانی که دوستان من بودند، با عجله بر می خیزند و برای تدارک غسل دادنم با شتاب به دنبال غسال می گردنند.

وَقــالَ یـا قَوْمِ نَبْغِی غاسِلاً حَذِقاً                حُراً أَرِیباً لَبِیبـاً عَارِفـاً فَطِنِ     
دوستانم صدا می زند که به غسل دهنده ای آگاه و توانا و زبردست نیاز داریم.

فَجــاءَنی رَجُلٌ مِنْهُمْ فَجَرَّدَنی               مِنَ الثِّیــابِ وَأَعْرَانی وأَفْرَدَنی
در این هنگام مردی از غسلان می آید لباسم را بیرون آورده و عریانم می کند.

وَأَوْدَعونی عَلى الأَلْواحِ مُنْطَرِحـاً               وَصـَارَ فَوْقی خَرِیرُ الماءِ یَنْظِفُنی
به روی سنگ غسّال خانه ام می گذارد و دلوی از آب بر رویم سرازیر می کند و مرا غسل می دهد.

وَأَسْکَبَ الماءَ مِنْ فَوقی وَغَسَّلَنی               غُسْلاً ثَلاثاً وَنَادَى القَوْمَ بِالکَفَنِ  
در حالی که آب را از بالا به رویم می ریزد سه مرتبه مرا غسل می دهد و آنگاه از اقوامم می خواهد که کفن را بیاورند.

وَأَلْبَسُونی ثِیابـاً لا کِمامَ لهـا               وَصارَ زَادی حَنُوطِی حیـنَ حَنَّطَنی
جامعه ای بی آستین در زیر کفن بر تنم می کند و این تنها توشه ی من، در این لباس حنوط است.

 وأَخْرَجونی مِنَ الدُّنیـا فَوا أَسَفاً               عَلى رَحِیـلٍ بِلا زادٍ یُبَلِّغُنـی
و خلاصه مرا از این دنیا خارج می کنند! وای بر من که به سفری بی زاد و توشه می روم.

وَحَمَّلونی على الکتـافِ أَربَعَةٌ               مِنَ الرِّجـالِ وَخَلْفِی مَنْ یُشَیِّعُنی
بر روی شانه ی چهار نفر از مردان می گذارند و تشییع کننده ها به دنبالم در حرکت هستند.

وَقَدَّمونی إِلى المحرابِ وانصَرَفوا               خَلْفَ الإِمـَامِ فَصَلَّى ثـمّ وَدَّعَنی
مرا در محراب مسجد می گذراند و همه پشت سر امام می ایستند و بر من نماز می گذارند و همه مرا رها می سازند.

صَلَّوْا عَلَیَّ صَلاةً لا رُکوعَ لهـا               ولا سُجـودَ لَعَلَّ اللـهَ یَرْحَمُنی
نمازی بر من خواندند که رکوع و سجدی ندارد تا شاید خداوند گناهانم را ببخشاید.

وَأَنْزَلونی إلـى قَبری على مَهَلٍ               وَقَدَّمُوا واحِداً مِنهـم یُلَحِّدُنـی
سپس مرا به آرامی در قبرم می گذارند، یکی از عزیزانم پیش قدم می شود تا سنگ های لحدم را به ترتیب بگذارد.

وَکَشَّفَ الثّوْبَ عَن وَجْهی لِیَنْظُرَنی               وَأَسْکَبَ الدَّمْعَ مِنْ عَیْنیهِ أَغْرَقَنی
بند کفن را باز می کند تا صورتم را ببیند و آنگاه اشک هایش را بر روی صورتم می ریزد.

فَقامَ مُحتَرِمــاً بِالعَزمِ مُشْتَمِلاً               وَصَفَّفَ اللَّبِنَ مِنْ فَوْقِی وفـارَقَنی
با جدیت و احترام سنگ های قبرم را می گذارد و خاک را بر رویم می ریزد و مرا تنها می گذارند.

وقَالَ هُلُّوا علیه التُّرْبَ واغْتَنِموا               حُسْنَ الثَّوابِ مِنَ الرَّحمنِ ذِی المِنَنِ
و نزدیکانم می گویند: ای مردم! بر او خاک بریزید و با این کار خود ثواب و پاداشی از خداوند بخشنده بستانید.

فی ظُلْمَةِ القبرِ لا أُمٌّ هنــاک ولا              أَبٌ شَفـیقٌ ولا أَخٌ یُؤنِّسُنــی
و حالا من در تاریکی قبرم، قبری که نه مادری آنجا هست و نه پدری مهربان و نه برادری که مونسم باشد.

وَهالَنی صُورَةً فی العینِ إِذْ نَظَرَتْ               مِنْ هَوْلِ مَطْلَعِ ما قَدْ کان أَدهَشَنی
و چشمانم ترسان می شوند؛ آن هنگام که دیده بر برزخ گشایم و زمان هول مطلع فرا رسد همان چیزی که در دنیا از آن می ترسیدم.

مِنْ مُنکَرٍ ونکیرٍ مـا أَقولُ لهم               قَدْ هــَالَنی أَمْرُهُمْ جِداً فَأَفْزَعَنی
منکر و نکیر آمدند به آن ها چه بگویم؟ که چه مقدار از سوال شان می ترسم!!! .

وَأَقْعَدونی وَجَدُّوا فی سُؤالِهـِمُ               مَـالِی سِوَاکَ إِلهـی مَنْ یُخَلِّصُنِی
منکر و نکیر مرا برای سوال و جواب نشاندند و غرق سوالم کردند در این هنگام ای خدای من! کسی غیر از تو توان رهایی مرا ندارد.

فَامْنُنْ عَلَیَّ بِعَفْوٍ مِنک یــا أَمَلی              فَإِنَّنی مُوثَقٌ بِالذَّنْبِ مُرْتَهَــنِ
ای خدای من! با بخششت بر من منت گذار؛ چرا که من برای رهایی از گناهانم به لطف و کرمت نیازمند و امیدوارم… .

تَقاسمَ اهلُ مالی بعدما انْصَرَفُوا                وَصَارَ وِزْرِی عَلى ظَهْرِی فَأَثْقَلَنی
و آن گاه خانواده ام مال و اموالم را بین خود تقسیم می کنند؛ در حالی آن زر و سیم ها که انباشته ام بر دوش من سنگینی می کند.

واستَبْدَلَتْ زَوجَتی بَعْلاً لهـا بَدَلی               وَحَکَّمَتْهُ علی الامْوَالِ والسَّکَـنِ
همسرم شوهری دیگر بر می گزیند و او را در خانه و مال و اموالم شریک می کند.

وَصَیَّرَتْ وَلَدی عَبْداً لِیَخْدُمَهــا                 وَصَارَ مَـالی لهم حـِلاً بِلا ثَمَنِ
فرزندانم همچون غلامان همسرم در می آیند و ارث باقی مانده از من را بدون هیچ زحمتی حیف و میل می کنند.

فَلا تَغُرَّنَّکَ الدُّنْیــا وَزِینَتُها               وانْظُرْ إلى فِعْلِهــا فی الاهْلِ والوَطَنِ
دنیا و زر و زیور آن انسان را می فریبند؛ پس وفایی در آن نیست حال به خاندان و خانواده ات قبل از مردنت بنگر… .

وانْظُرْ إِلى مَنْ حَوَى الدُّنْیا بِأَجْمَعِها                هَلْ رَاحَ مِنْها بِغَیْرِ الحَنْطِ والکَفَنِ    
و همچنین نگاه کن به کسی که با حرص وطمع به جمع آوری مال دنیا تلاش می کند آیا به غیر از حنوط وکفن چیزی همراه خودت برده؟.

خُذِ القَنـَاعَةَ مِنْ دُنْیَاک وارْضَ بِها               لَوْ لم یَکُنْ لَکَ إِلا رَاحَةُ البَدَنِ     
پس در دنیا قناعت را پیشه کن و به آنچه که داری قانع باش حتی اگر بهره تو از دنیا فقط سلامتی بدنت باشد.

یَـا زَارِعَ الخَیْرِ تحصُدْ بَعْدَهُ ثَمَراً                یَا زَارِعَ الشَّرِّ مَوْقُوفٌ عَلَى الوَهَنِ
ای کسی که بذر خوبی می کاری مطمئن باش که خوبی هم درو می کنی و ای کسی که بذر بدی می کاری مطمئن باش سزایش را می بینی

یـَا نَفْسُ کُفِّی عَنِ العِصْیانِ واکْتَسِبِی               فِعْلاً جمیلاً لَعَلَّ اللهَ یَرحَمُنی            
ای نفس سرکش آدمی! از نافرمانی خدا بپرهیز و برای آنکه بر رحمت خداوندی قرار گیری، کار ثواب و نیکو انجام بده

 یَا نَفْسُ وَیْحَکِ تُوبی واعمَلِی حَسَناً                عَسى تُجازَیْنَ بَعْدَ الموتِ بِالحَسَنِ  
ای نفس! وای بر تو! توبه کن و عمل نیک در مقابل عمل زشتت انجام بده، شاید که خاطر اعمال نیکت بعد از مرگ ثوابی به تو برسد

ثمَّ الصلاةُ على الْمُختـارِ سَیِّدِنـا               مَا وَصَّـا البَرْقَ فی شَّامٍ وفی یَمَنِ  
و سلام و درود خدا بر پیامبر برگزیده و بزرگوارش  تا زمانی که سرزمین های شام و یمن موجودند

والحمدُ لله مُمْسِینَـا وَمُصْبِحِنَا               بِالخَیْرِ والعَفْوْ والإِحْســانِ وَالمِنَنِ
و حمد و سپاس یگانه خداوندی که صبح و شام و خیر و بخشش و نیکی برای ما به ارمغان آورد

 

قسمتی از دعای بوحمزه ثمالی

************************

.....

31-وَ مَا لِی لاَ أَبْكِی وَ لاَ أَدْرِی إِلَى مَا یَكُونُ مَصِیرِی‏ 
و چرا نگریم در صورتى كه نمى‏دانم مصیرم تا كجاست 

32-وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ (فَوْقَ) رَأْسِی أَجْنِحَهُ الْمَوْتِ‏ 

و اكنون مى‏بینم كه نفس با من خدعه مى‏كند و روزگار با من مكر مى‏ورزد در حالى كه عقاب مرگ بر سرم پر و بال گشوده است 

33-فَمَا لِی لاَ أَبْكِی أَبْكِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْكِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی أَبْكِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْكِی لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِیرٍ إِیَّایَ‏ 

پس چرا نگریم مى‏گریم بر جان دادنم مى‏گریم بر تاریكى قبرم مى‏گریم بر تنگى جاى ابدى خودم مى‏گریم براى سؤال منكر و نكیر 

34-أَبْكِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلاً حَامِلاً ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی‏ 
بر آن حالتى كه از قبر برهنه و خوار و ذلیل بیرون آمده و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته‏ام مى‏گریم 

35-وَ إِلَیْكَ تَأْمِیلِی وَ قَدْ سَاقَنِی إِلَیْكَ أَمَلِی‏ 

آرزویم به تو منتهى است و امید من مرا به درگاه تو مى‏كشد 

.....

والله الموفق
التماس دعا

 

 

امتیازدهی
نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1393/10/25 19:49
0
2
السلام علیکم و رحمت الله ضمن تشکر از خدماتتون برادران گرامی ممنون بابت گذاشتن این قصیده زیبا از امام عزیزمان علی ابن الحسین(رض) معروف به امام زین العابدین خدمت عزیزانی که میپندارند اهل سنت دشمن اهل بیت رسول الله هستیم،ببینید عزیزان شما خودتون قضاوت گنید اگر یه نفر باشما دشمن باشه آیا شما اسم فرزندانتون رو به اسم دشمنتون اسم گذاری میکنید؟ مسلم است که نه پس اگر اهل سنت وجماعت با اهل بیت رسول الله دشمن بودن هیچ وقت اسم شون رو روی بچه هاشون نمیگذاشتن الان بده اهلذسنت هستم و پدرو مادر عزیزم من رو ب عشق حیدر کرار امیر المومنین علی(رض) نامگذاری کردن و من از همان بچگی به عشق همچین شخصیتی بزرگ شدم. برادران و خواهران عزیزم،، (علیه السلام )فقط برای پیامبران است ولی ما اهل سنت ب خاطر حب و دوس داشتنی که ب اهل بیت ابوالقاسم محمد داریم به اهل بیت ایشان هم علیه السلام میگیم. ننه دیگر عرض کنم اگه ما با اهل بیت دشمنی داشته باشم توی نمازمون نمیگفتیم الهم صلی علی محمد وعلی آل محمد در حالی ک کسی از اهل سنت را پیدا نخواهید کرد که این عبارت رو تووی نمازش نخونه در اخر خواهشمندم از همه که مواظب باشیم طبق حدیث رسول الله "زبان حجمش کم و گناهش بزرگ" مبادا چیزی را به زبان بیاوریم ک در موردش در اشتباهیم یا اگاهی کامل نداریم درضمن این قصیده رو هیچ کس نمیتونه رد بکنه که اثر امام زین العابدین نیست بله اثر این بزرگوار میباشد درپناه الله جل جلاه باشید جزاکم الله خیرا کثیرا
کاربر مهمان
1393/10/24 22:38
0
1
جزاکم الله والخیر
کاربر مهمان
1393/04/24 10:40
0
3
سلام ولی اهل سنت که دشمن اهل بیت نیستند این تهمت است.
کاربر مهمان
1393/02/31 14:19
0
1
دوست عزیز با تشکر از سایت شما اهل سنت با اهل بیت دشمن نیستند بلکه تمامی ائمه اهل بیت اهل سنت بودند واختلافی بین مسلمانان نبود. .... و اهل سنت هم پیرو اهل بیت هستند.
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/09/05 20:19
طبق ایات قران و احادیث صحیح از فریقین و منابع تاریخی کلمه اهل سنت یا جماعت در زمان امویان ساخته شد و کلمه شیعه در زمان رسول الله وجود داشت و به یاران حضرت علی (ع) گفته می شد که این حدیث رو پیامبر اکرم گفتند و ایه هم داریم

کاربر مهمان
1393/02/18 19:46
2
1
اما متأسفانه دشمنان اهل‏بیت(ع) در اکثر سایت‏هایی که از این کلیپ استفاده شده تلاش زیادی برای "عدم معرفی منبع شعر" صورت داده ‏اند! با سلام و احترام اهل سنت با افتخار اعلام کرده که این شعر از صحیفه حضرت زین العابدین میباشد. انکار حق انکار خداوند متعال است. در روایت هایتان منصف باشید. خداوند سبحان از بیش از حد گذرندگان و غلو کنندگان بیزار است.
کاربر مهمان
1393/01/04 22:31
1
2
سلام عزیز خداوند توفیقتون بدهد
کاربر مهمان
1392/09/27 15:37
1
4
درود بر مشاری العفاسی قاری و منشد پر آوازه اسلام
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
بد

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 771243
 بازدید امروز : 530
 کل بازدید : 3341392
 بازدیدکنندگان آنلاين : 21
 زمان بازدید : 0/1719

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت  الله  است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

((طراحی قالب سایت : تیم طراحی سبلان نیوز ))