صفحه نخست|عکس|مقاله|كتاب|فیلم|صدا|كل مطالب|داستان|دل نوشته|دانلود
چهارشنبه ١٥ مرداد ١٣٩٩
عصمت ييامبران

فهرست >>

اثبات عصمت پيامبران

مساله عصمت انبيا از مسائل مهم كلامى است كه در اكثر كتب كلام آمده است متكلمان بر عصمت انبيا دلايل عقلى و نقلى متعددى ذكر كرده اند كه برخى از آنها ذكر مى شود:

دلايل عقلى بر عصمت انبياء

نخستين دليل عقلى بر لزوم عصمت انبيا (ع) از ارتكاب گناهان اين است كه هدف اصلى از بعثت ايشان راهنمايى بشر بسوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت, نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست, هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاىبند به دستورات الهى نباشند و خودشان برخلاف محتواى رسالتشان عمل كنند مردم, رفتار ايشان را بيانى مناقض با گفتارشان تلقى مى كنند و ديگر به گفتارشان هم اعتماد لازم را پيدا نمى كنند, و در نتيجه, هدف از بعث ايشان بطور كامل, تحقق نخواهد يافت. پس حكمت و لطف الهى اقتضا دارد كه پيامبران, افرادى پاك و معصوم از گناه باشند و حتى كار ناشايسته "اى از روى سهو و نسيان هم از ايشان سر نزند تا مردم, گمان نكنند كه ادعاى سهو و نسيان را بهانه اى براى ارتكاب گناه, قرار داده اند.
دومين دليل عقلى بر عصمت انبيا عليهم السلام اين است كه ايشان علاوه بر اينكه موظفند محتواى وحى و رسالت خود را به مردم ابلاغ كنند و راه راست را به ايشان نشان دهند همچنين وظيفه دارند كه به تزكيه و تربيت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرين مرحله كمال انسانى برسانند. به ديگر سخن: ايشان علاوه بر وظيفه تعليم و راهنمايى, وظيفه تربيت و راهبرى را نيز بر عهده دارند كه هم تربيتى همگانى كه شامل مستعدترين و برجسته ترين افراد جامعه نيز مى شود و چنين مقامى در خور كسانى است كه خودشان به عاليترين مدارج كمال انسانى رسيده باشند و داراى كاملترين ملكات نفسانى (ملكه عصمت) باشند.
افزون بر اين, اساساً نقش رفتار مربى در تربيت ديگران بسى مهمتر از نقش گفتار اوست و كسى كه از نظر رفتار, نقصها و كمبودهايى داشته باشد گفتارش هم تاثير مطلوب را نمى بخشد. پس هنگامى هدف الهى از بعثت پيامبران بعنوان مربيان جامعه, بطور كامل تحقق مى يابد كه ايشان از هرگونه لغزشى در گفتار و كردارشان مصون باشند.

دلايل نقلى بر عصمت انبياء

1ـ قرآن كريم, گروهى از انسانها را مخلص1 (= خالص شده براى خدا) ناميده است كه حتى ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته و ندارد و در آنجا كه سوگند ياد كرده كه همه فرزندان آدم (ع) را گمراه كند مخلصين را استثنا كرده است چنانكه در آيه (82 و 83) از سوره ص از قول وى مى فرمايد: ((قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الاعبادك منهم المخلصين)). و بى شك, طمع نداشتن ابليس در گمراهى ايشان بخاطر مصونيتى است كه از گمراهى و آلودگى دارند و گرنه دشمنى وى شامل ايشان هم مى شود و در صورتى كه امكان مى داشت هرگز دست از گمراه كردن ايشان بر نمى داشت. بنابراين, عنوان ((مخلص)) مساوى با ((معصوم)) خواهد بود. و هر چند دليلى بر اختصاص اين صفت به انبيا (ع) نداريم ولى بدون ترديد, شامل ايشان مى شود, چنانكه قرآن كريم تعدادى از انبيا را از مخلصين شمرده و از جمله در آيه
(45 و 46) از سوره ص مى فرمايد: ((و اذكر ابراهيم و اسحق و يعقوب اولى الايدى و الابصار. اما اخلصناهم بخالصه ذكرى الدار)) و در آيه (51) از سوره مريم مى فرمايد: ((و اذكر فى الكتاب موسى انه كان مخلصاً و كان رسولا ً نبياً)) و نيز علت مصونيت حضرت يوسف (ع) را كه در سخت ترين شرايط لغزش, قرار گرفته بود مخلص بودن وى دانسته و در آيه (24) از سوره يوسف مى فرمايد: ((كذلك لنصرف عنه السو و الفحشا انه من عباد نا المخلصين)).
2ـ قرآن كريم, اطاعت پيامبران را بطور مطلق, لازم دانسته, و از جمله در آيه (63) از سوره نسا مى فرمايد: ((و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله)) و اطاعت مطلق از ايشان در صورتى صحيح است كه در راستاى اطاعت خدا باشد و پيروى از آنان منافاتى با اطاعت از خدا متعال نداشته باشد و گرنه امر به اطاعت مطلق از خداى متعال و اطاعت مطلق از كسانى كه در معرض خطا و انحراف باشند موجب تناقض خواهد بود.
3ـ قرآن كريم, مناصب الهى را اختصاص به كسانى داده است كه آلوده به ((ظلم)) نباشند و در پاسخ حضرت ابراهيم (ع) كه منصب امامت را براى فرزندانش درخواست كرده بود مى فرمايد: ((لا ينال عهدى الظالمين)) 2 و مى دانيم كه هر گناهى دست كم, ظلم به نفس مى باشد و هر گنهكارى در عرف قرآن كريم ((ظالم)) ناميده مى شود پس پيامبران يعنى صاحبان منصب الهى نبوت و رسالت هم منزه از هرگونه ظلم و گناهى خواهند بود.
از آيات ديگر و نيز از روايات فراوانى مى توان عصمت انبيا (ع) را استفاده كرد.

(محمد تقى, مصباح يزدى, آموزش عقايد, ج 2, ص 42 ـ 36)


1ـ بايد توجه داشت كه مخلص (به فتح لام) غير از مخلص (به كسر لام) است و اولى, دلالت دارد بر اينكه خدا شخص را خالص كرده است, و معناى دومى اين است كه شخص اعمالش را با اخلاص انجام مى دهد.
2ـ سوره بقره, آيه 124.

 

فهرست >>

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
بد

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1277
 بازدید امروز : 1580
 کل بازدید : 4617452
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 5/5469

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت  الله  است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

((طراحی قالب سایت : تیم طراحی سبلان نیوز ))