صفحه نخست|عکس|مقاله|كتاب|فیلم|صدا|كل مطالب|داستان|دل نوشته|دانلود
دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٨
خدا در دو كتاب آسماني

خدا در متون مقدس ادیان توحیدی ( خدا، دین، عقیده) 

آنچه امروز در جهان مسيحيت به نام كتاب مقدس عرضه مي شود،مجموعه اي از دو بخش عهد عتيق و عهد جديد است.كه تورات قسمتي از بخش اول و انجيل قسمتي از بخش دوم آن است.عهد عتيق كه پنج كتاب اول آن اختصاصاً تورات نام دارد جمعاً شامل 24كتاب است كه نه تنها به صورت يكجا نازل نشده اند بلكه تدريجاً و در طول بيش از يك هزار سال توسط افراد يا گروه هايي از كاهنان يهودي به اسم 26 پيغمبري كه نامشان بر اين كتاب ها نهاده شده نوشته شده اند.عهد جديد نيز از چهار كتاب اول آن اختصاصاً انجيل ناميده مي شود، جمعاً شامل 27كتاب و رساله است كه در طول دو قرن توسط افرادي مختلف نوشته شده اند كه هيچ يك از آنها از حواريون عيسي نبوده اند.خود عيسي تا هنگام مرگ خويش اساساً از وجود كتابي به نام انجيل بي خبر بوده است.

خدا در تورات

خداي تورات كه يهوه نام دارد و در تورات 6824بار از او ياد شده خدايي است كه صرفاً متعلق به قوم يهود است و خودش هم صد در صد يهودي است و پيامبراني كه مي فرستد همه يهودي هستند.تعاليم او بر اين محور مي چرخد كه منافع قوم يهود را حفظ كند ولو اينكه از اين راه اصول اخلاقي را زير پا بگذارد و حقوق ملت هاي ديگر را ناديده بگيرد.او در جريان حوادث روز مره شخصاً از آسمان پايين مي آيد تا مسائل مربوط به قوم برگزيده خود را سرپرستي كند.در حقيقت وقتي متون مقدس اديان غير توحيدي با متون مقدس تورات را مقايسه مي كنيم خداي يهوه خيلي بيش از خداي اديان غير توحيدي زميني و انحصاري شده است.در تورات يهوه پدري سخت گير،بي رحم، انتقامجو وخطاكار معرفي شده است.(شايد جامعه ان روز به چنين پدري با چنين خصوصيات نياز داشته است.)

پس موسي به خداوند گفت:من مردي فصيح نيستم،و زبانم الكن است و به كندي حرف مي زنم.خداوند گفت من زبانت خواهم بود و هر چه تو بايد بگويي ترا خواهم اموخت. و موسي گفت با همه اينها اي خداوند، استدعا دارم كه كس ديگري را براي اين كار بفرستي.آنگاه خشم خدا مشتعل شد و فرمود مگر من نمي دانم كه برادرت هارون لاوي فصيح الكلام است.و تو كلام را به او القا خواهي كرد و او براي تو به قوم سخن خواهد گفت و او ترا به جاي زبان خواهد بود و تو او را به جاي خدا خواهي بود.بعد از اين موسي به ناچار زن خويش و پسر خود را بر الاغ سوار كرده به زمين مصر مراجعت مي كندو خودش عصاي خويش را به دست مي گيردو براي ابلاغ اوامر خداوند به سوي پايتخت فرعون روانه مي شود. ولي در همين موقع خداوند متوجه مي شود كه اين پيغمبر او ختنه نشده است و به قدري عصباني مي شود كه شبانه به دنبال او مي رود تا وي را به قتل برساند.اما زن موسي صفوري با زرنگي سنگ چخماقي برگرفته همانوقت علقه پسر خود را بريد و گوشت بريده را نزد موسي انداخت و گفت اينك تو مرا شوهر خون هستي به سبب ختنه. پس خداوند موسي را رها كرد.(سفر خروج باب سوم و چهارم)

اولين پيامبر يهود(آبرام) ابراهيم، در مهاجرت خود به ارض كنعان يك روز در بلوطستان در نزديكي حيرون كه وي همراه زنش سارا در آن سكونت گزيده است سه نفر نا شناس را مي بيند كه براي ديدنش به آنجا آمده اند.آنها را مهمان مي كند و وقتي دعوتش را براي نهار مي پزيرند براي آنها گوشت گوساله بريان شده و شير و كره تدارك مي بيند.و در كنار هم نهار مي خورند و زير درخت استراحت مي كنند و بعد معلوم مي شود يكي از آنها خدا بوده است.خدا از ابراهيم مي پرسد كه پس زوجه ات سارا كجاست؟ گفت اينك در خيمه است.و خداوند فرمود كه البته موافق زمان حيات به نزد تو باز مي گردم و زوجه ات سارا صاحب پسري خواهد شد.سارا به در خيمه اين را شنيد و در دل خود بخنديد كه شوهرم پير شده و از من هم عادت ماهيانه منقطع شده پس چگونه مرا پسري خواهد شد؟ و خداوند گفت سارا براي چه خنديد؟ مگر هيچ امر ي پيش خدا غير ممكن است؟ آنگاه سارا انكار كرد و گفت ترسيده است و خداوند گفت ني خنديدي.پس رفت و ابراهيم او را مشايعت نمود و خداوند به خود گفت: آيا آنچه را مي كنم از ابراهيم پنهان دارم؟ (خلاصه اي از سفر پيدايش باب 18)

وقتي خدا در شبي تاريك در صحرايي خلوت با پيغمبر خود يعقوب كُشتي مي گيرد.با اينكه كشتي تا سپيده دم ادامه مي يابد موفق به زمين زدن او نمي شود.پس يعقوب دو زوجه و دو كنيز و يازده پسرش را همراه با همه مايملكش از معبر بر بوق عبور داد. ولي در اين موقع با مرد ناشناسي در بيابان روبه رو شد كه تا طلوع فجر با وي كشتي گرفت و چون ديد كه بر يعقوب غلبه نمايد لگدي بر ران او زد كه او را از حركت باز داشت پس به او گفت مرا رها كن زيرا فجر مي شكافد.اما يعقوب گفت تا بركت ندهي رهايت نخواهم كرد.مرد از او پرسيد نام تو چيست؟ پاسخ داد يعقوب مرد گفت ني از اين پس نام تو يعقوب خوانده نخواهد شد بلكه نام تو اسرائيل خواهد بود.زيرا با خدا مجاهده كردي و نصرت يافتي .ويعقوب به او گفت اكنون تو نامت را بر من آشكار كن.آن مرد گفت چرا اسم من را مي پرسي؟ و او را در آنجا بركت داد و يعقوب آن مكان را فنوئيل ناميد زيرا خدا را در آن مكان از رو به رو ديده بود.و چون از فنوئيل گذشت آفتاب بر وي طلوع كرد و بر ران خود مي لنگيد. از اين سبب است كه بني اسرائيل عرق نساء را نمي خورند چون خدا ران يعقوب را در عرق نساء لمس كرده بود.(سفر پيدايش باب سي و دوم)

خداوند قادر متعال می فرمايد:مثل تنوری شعله ور فرا می رسد و همهءاشخاص مغرور و بدكار را مانند كاه می سوزاند.آنها مانند درخت تا ريشه  خواهند سوخت و خاكسترخواهند شد.اما برای شما كه ترس مرا در دل داريد، آفتاب عدالت با پرتو شفابخش خود طلوع خواهد كرد، وشما شاد و سبكبال مثل گوساله هايی كه به چراگاه می روند، جست و خيز خواهيد نمود. در آن روزی كه من تعيين كرده ام ، بدكاران را مثل خاكستر زيرپای خود له خواهيد كرد.دستورات و قوانينی را كه بر كوه سينا توسط خدمتگزار خود موسی به همه ء قوم اسرائيل دادم به ياد داشته باشيد و از آن اطاعت كنيد.پيش از فرا رسيدن روز بزرگ و هولناک داوری خداوند، من رسولی شبيه ايليای نبی برای شما می فرستم . او دلهای پدران و فرزندان را دوباره بهم نزديک خواهد كرد و اين باعث خواهد شد كه من سرزمين شما را ويران نكنم.

خداوند قادر متعال می فرمايد: تغييرناپذير هستم . به همين دليل است كه شما، ای نسل يعقوب ، تابحال از بين نرفته ايد. هر چند شما هم مثل پدران خود از احكا م من سرپيچی نموده ، آنها را به جا نياورده ايد، ولی اينک بسوی من بازگشت نماييد و من شما را خواهم بخشيد. می گوييد: مگر ما چه كرده ايم كه بايد بازگشت كنيم ؟ آيا كسی از خدا دزدی می كند؟ ولی شما از من دزدی كرده ايد! می پرسيد: مقصودت چيست ؟ مقصودم ده يک ها و هداياست ای قوم اسرائيل ، همهء شما ملعون هستيد، زيرا از مال من می دزديد. ده يک دارايی خود را بطور كامل به خانهء من بياوريد تا خوراک كافی در آنجا باشد. به اين ترتيب مرا امتحان كنيد و ببينيد چگونه روزنه های آسمان راباز مي كنم و شما را از بركات خود لبريز می سازم ! من حشرات و كفات را از زمين شما دور می كنم تامحصولتان از بين نرود و تاكستانهايتان ميوهء فراوان بدهند. همهء قوم ها شما را خوشبخت خواهند خواند،زيرا صاحب سرزمينی با صفا خواهيد بود.

كسانی كه ترس خداوند را در دل داشتند، با يكديگر به گفتگو نشستند و خداوند به گفتگوی آنان گوش داد و سخنان ايشان را شنيد. سپس در كتابی كه در حضور خداوند بود اسامی كسانی كه ترس خداوند را در دل داشتند و نام او را گرامی می داشتند، نوشته شد. خداوند قادر متعال  می فرمايد در آن روزی كه من تعيين كرده ام ، آنها قوم خاص من خواهند بود و همانطور كه يک پدر،پسر مطيع خود را می بخشد، من نيز ايشان را خواهم بخشيد. آنگاه خواهيد ديد كه خدا با اشخا ص خوب و بد، با خدمتگزاران خود و آنانی كه او را خدمت نمی كنند، چگونه رفتار می كند.

تو نبايد خدايان ديگر را سجده كني زيرا كه من خداوند تو هستم خداوند غيرتمند و حسودم كه انتقام گناه پدران را از پسران آنها را تا نسل سوم  وچهارم مي گيرم.(سفر خروج باب بيستم)

اينك من به ضد اين انبيايي هستم كه كلام من را از يكديگر مي دزدندو به دروغ مي گويند كه او گفته است. مرا با اكاذيب خود گمراه مي نمايند، زيرا كه من هيچ يك از آنها را نفرستادم و مأموريتي به آنها ندادم.و چون قوم من پرسند كه وحي خداوند چيست؟پس به ايشان بگو كدام وحي؟ و اگر بگويند وحي يهوه، پس من كه يهوه هستم مي فرمايم كه به شما فرموده بودم ادعاي وحي يهوه را نكنيد.اهذا شما را اينك به الكل فراموش خواهم كرد و عار و عبدي و رسوايي را كه فراموش نخواهد شد بر شما خواهم فرستاد.(ارمياء نبي باب بيست و سوم)

و خداوند به يوشع گفت:اينك اريحا و پادشاهش و مردان جنگي آن را به دست تو تسليم كردم.پس ان را تصرف كرده باشي هر موجودي را كه در شهر است از مرد و زن و جوان و پير و گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاك كن و صاحب حياتي را در انجا باقي نگذار.و تمامي طلا نقره و ظروف مسين و آهنيني كه به غنيمت گيري وقف من خواهد بود.و يوشع شهر را با آنچه درون آن بود به اتش سوزاند به جز راحب فاحشه را كه زنده نگه داشت.(صحيفه يوشع باب ششم) در دنباله اينها در باب بيست و دوم تا بيست و چهارم 76 شهر ديگر نام برده مي شود كه يكا يك آنها به همين ترتيب به دستوره يهوه و به نظارت مستقيم او و گاه به فرماندهي او تصرف و قتل عام وسوزانده مي شود.

و خداوند به هوشع گفت: برو و زني زناكار را كه خودش نيز زنا زاده باشد براي خود بگير.پس هوشع رفت وجومر دختر دبلائيم را گرفت و او حامله شد و پسري برايش زاييد و خداوند گفت ديگر شما قوم من نيستيد و من خداي شما نيستم و با مادر و و خود محابه نما، زيرا كه ديگر او زن من نيست و من شوهر او نيستم.(هوشع نبي باب يكم)

 تو اي اورشليم، اكنون خود را نجس كرده اي،ساكنان تو عورت پدرانشان را منكشف ساخته اند و با زنان در حال حيض مقاربت كرده اند.بعضي از آنها با زنان همسايه خود خوابيده اند و بعضي ديگر با عروسهايشان به زور زنا كرده اند.كساني نيز خواهر خويش را بي عصمت كرده اند.حالا كه اينطور است من هم تو را در نظر همه امتها بي عصمت مي كنم تا بداني من يهوه خداي تو هستم.(حزقيال باب بيست و دوم)

خدا در انجيل

در انجيل همين خداوند تبديل به خدايي دو شخصيتي مي شود كه در هيچ آيين ديگر اساطيري يا توحيدي تاريخ جهان مشابه او را نمي توان يافت.يعني بر حسب اينكه كداميك از انجيل هاي چهارگانه و كداميك از رساله هاي عهد جديد به دست  چه كساني نوشته شده باشند، از موضع خدايي ترسناك و انتقامجوو فريبكار و حسود چون يهوه به موضع خدايي مهربان، نيك دل و بخشنده  وبي عقده اي چون پدر آسماني مبدل مي شود.چنين خدايي پيوسته نا گذير است نقش كارگرداناني را داشته باشد كه در آن واحد هم كينه توز است هم با گذشت،هم سخت گير است هم اشتي جو و همين صفات است كه نشان مي دهد خدا به عنوان يك پدرمهربان در كهن الگو هاي بشر شكل گرفته است.

هر كه با محبت زندگي كند در خدا ساكن است و خدا در او ساكن است.اگر كسي ملكوت خدا را با پاكدلي كودكانه نپذيرد هيچوقت به ان دست نمي يابد.(متي باب نوزدهم.لوقا باب هيجدهم)

از فرمانرويان خود با چنين خلوص و احترامي ياد كنيد كه از مسيح اطاعت مي كنيد و اين را از راه چاپلوسي مكنيد، بلكه با اين اعتقاد بكنيد كه مانند غلامان عيسي مسيح از اين راه اراده خداوند را به اجرا در مي آوريد.زيرا كه زمامداران جهان جز با اراده پروردگار به اين مقام بر گزيده نمي شوند.(رساله پائولوس رسول به افسيان باب ششم)

هيچ كس نمي تواند بنده دو ارباب باشد. شما نيز يا بنده خدا باشيد يا طلا.(متي باب ششم.لوقا باب دوازدهم)

هيچ انساني نمي تواند خود به خود خدا را بجويد يا به او گرايش يابد زيرا اين مستلزم آن است كه قبلاً خدا به او روي اورده باشد.(رساله پائولوس)

اي عزيزان خداي پدر از مدتها پيش ما را برگزيد، زيرا او ازپيش مي دانست كه شما به او ايمان خواهيد آورد.روح خدا نيز شما را با خون عيسي مسيح پاك ساخته تا بتوانيد طبق خواست عيسي  مسيح زندگي كنيد.

سپاس بر خدا باد، بر خدا كه پدر خداوند ما عيسي مسيح است. او به سبب لطف بي پايان و عظيم خود ما را از سر نو مولود ساخت و عضو خانواده خود گرداند .از اين رو ما اكنون به اميد حيات جاويد زنده ايم، زيرا مسيح نيز از مرگ به زندگي باز گشت .خدا نيز براي شما ميراثي به دور از فساد و آلودگي و تباهي در اسمان نگاه داشته است، يعني زندگي جاودان را.و از انجا كه به خدا تو كل كرده ايد، او نيز با قدرت عظيم خود، شما را به سلامت به اسمان خواهد رسانيد تا اين ارث را دريافت كنيد.بلي در روز قيامت شما وارث حيات جاويدان خواهيد بود.

پس حال كه چنين ارثي در اختيار داريد واقعاً شاد باشيد، حتي اگر لازم باشد در اين دنيا براي مدتي سختي ها و زحماتي را متحمل گرديد.اين سختي ها به جهت آزمايش ايمان شما پيش مي آيد، همانطور كه آتش نيز طلا را مي آزمايد و پاك مي سازد.

در ضمن به ياد داشته باشيد كه پدر آسماني تان، خدا كه  دست دعا به سوي او دراز مي كنيد، در روز جزا از كسي طرفداري نخواهد كرد، بلكه اعمال هر كسي را عادلانه  داوري خواهد نمود. بنا بر اين تا در اين دنيا هستيد با خدا ترسي زندگي كنيد. خدا براي نجات شما بهايي پرداخت تا شما را از قيد روش پو چ و باطل زندگي كه از اجداد خود به ارث برده ايد نجات دهد.بهايي كه خدا براي آزادي از اين اسارت براي شما پرداخت طلا و نقره نبود، بلكه خون گرانبهاي مسيح بود كه همچون بره اي بي گناه و بي عيب فدا شد.براي اين منظور خدا  او را پيش از آفرينش جهان تعيين كرد اما او را در زمان هاي آخر او را به جهان فرستاد تا شما را رستگار سازد.(برگرفته از نامه اول پطروس)

از ابتدا كلمه حيات بخش خدا وجود داشته است، من او را با چشمان خود ديده ام، و سخنان او را شنيده ام، من با دستان خود او را لمس كرده ام. اين كلمات حيات بخش از جانب خدا آمد و خود را بر ما آشكار فرمود، و ما شهادت مي دهيم كه او را ديده ايم، يعني عيسي مسيح را .بلي او حيات جاوداني است.او نزد خداي پدر بود، اما بعد خود را برما آشكار ساخت.

اين است پيغامي كه خدا به ما داده است.تا به شما اعلام نماييم، خدا نور است و ذره اي تاريكي در او وجود ندارد. پس اگر بگوييد كه با خدا رابطه اي نزديك داريم، اما در تاريكي روحاني و در گناه زندگي كنيم دروغ مي گوييم.اما اگر ما نيز مانند مسيح در نور حضور خدا زندگي مي كنيم، آنگاه با يكديگر رابطه اي نزديك داريم و خون عيسي فرزند خدا، ما را از هر گناه پاك مي سازد.

ببينيد خداي پدر چقدر ما را دوست دارد كه ما را فرزندان خود خوانده است.و همينطور نيز هستيم.اما مردم دنيا اين مطلب را درك نمي كنند، زيرا خدا را آنطور كه هست نمي شناسند.

 عزيزان من، اگر كسي ادعا كند، كه از جانب خدا پيغامي دارد، زود باور نكنيد، نخست او را بيازماييد، تا دريابيد كه آيا اين پيام از جانب خداست يا نه؟ زيرا معلمين و واعظين دروغين، اين روزها همه جا پيدا مي شوند.براي پي بردن به اينكه پيغام ايشان از جانب روح خداست يا نه از ايشان بپرسيد كه آيا ايمان دارند كه عيسي مسيح فرزند خدا واقعاً انسان شد يا نه، اگر ايمان داشته باشند، در اين صورت پيغام ايشان از جانب خداست. در غير اين صورت، آن پيغام از خدا نيست، بلكه از جانب دجال است، يعني آن دشمن مسيح، كه شنيده ايد به زودي مي آيدو دشمني او با مسيح از هم اكنون در جهان آشكار است.

خدا در قرآن

در قران خدا نه خدايي صد در صد كينه جو، ترش رو و بي رحم خداي تورات است و نه خداي دو شخصيتي انجيل.بلكه خدايي در حد اعلا مطلق و مقتدر است كه بيرون از او هيچ قانوني، هيچ اراده اي و هيچ واقعيتي وجود ندارد و حتي برگي بي اجازه او از درخت فرو نمي افتد و هر انچه در آسمان و زمين مي گذرد، از جزء تا كل، الزاماً به همان صورتي مي گذرد كه او خواسته است."فريمن كلارك" پژوهشگر تاريخ مذاهب و مؤلف كتاب معروف "مذاهب بزرگ" اين سه واقعيت را چنين خلاصه مي كند:خداي موسي قدرت ترسناكي است كه هميشه در بين بندگان خود زندگي مي كند و شريك همه درستي ها و نادرستي هاي آنهاست.خداي عيسي هم بالاي سر آدميان و هم درون آنهاست.و خداي حضرت محمد صرفاً بالاي سر آنها، و از موضع فرمانرواي مطلقي با آنان سخن مي گويد كه هيچ وقت از مسند خدايي خود فرو نمي آيد.

براي شما لباس خلق كرديم تا از گرما و سرما محفوظ باشيد و براي سكونت دائم شما خانه ها را برايتان ساختيم و براي سكونت موقتتان خيمه هايي را از پوست چهارپايان ترتيب داديم تا در وقت حركت سبك باشيد، و ازپشم، كرك و موي اين چارپايان براي شما اثاثه منزل و متاع هاي مختلف خلق نموديم.(نحل80)

خداوند هر کس را بخواهد به گمراهی می کشاند وهر کس را بخواهد هدایت می کند.(ابراهیم4،انعام 125،رعد 27،اعراف 155، فاطر8،نحل9،سجده12،یوسف 110)هر که را بخواهد فهم می دهد و هر که را نخواهد نمی دهد.(بقره،372،255،269)هر که را که بخواهد مسلمان کند دلش را به اسلام مایل می کند وهر کس را که نخواهد دلش را در پذیرفتن اسلام سخت می کند.(انعام 25،127،107کهف57،بقره 70یونس99،100،جاثیه33)هرکس را بخواهد مشمول رحمت خود می کند و می بخشد و هر کس را بخواهد عذاب می کند.(آل عمران،74،129،مائده18)هر که را بخواهد عزیز می کند و هر که را بخواهد ذلیل می کند، به هر کس که بخواهد همه چیز می دهد و از هر کس بخواهد همه چیز را می گیرد.(آل عمران،26،اسرا21،30)و ما بعضی مردم را به بعض دیگر برتری درجه دادیم تا عده ای از آنها عده دیگر را به خدمت خود گیرند.(زخرف32)آرزو وتوقع بیجا در مزیتی که خدا برای بعضی بر بعضی دیگرقائل شده است مکنید.(نساء32)هیچ مصیبتی به شما نمی رسد،مگر به اذن خدا.(تغابن11)برگی از درخت نمی افتد که ما بر آن آگاه نباشیم، و دانه ای در تاریکی زمین نیست،هیچ تر وخشکی که در لوح محفوظ ما ثبت نباشد(انعام59) هر کسی مسئولیت گناهان خود را بر عهده دارد (سوره 17 آیه 13-15، سوره 53 آیه 38-42)

ما خود پرده بر دل برخي از افراد نهاديم كه گوششان بر شنيدن  سخن حق سنگين باشد.(انعام 25،اسراء46،اعراف100)اگر مي خواستيم همه مردمان را به راه راست هدايت مي نموديم، ولي وعده ما تخلف ناپذير است كه جهنم را از اجنه و از ادميان پر كنيم.(انعام 128،149هود118،119،اعراف 178،179،سجده13،نساء10،14،توبه 68،علق 15) این الله نبود که به آنها ظلم کرد (آنها را گمراه کرد)، آنها به خودشان ظلم کردند (خودشان خود را گمراه کردند.)(سوره30آيه 9)

 در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.(بقره،256) اگر با تو به داوری برخیزند بگوی: من و پیروانم در دین خویش به الله اخلاص ورزیدیم. به اهل کتاب و مشرکان بگو: آیا شما هم به الله اخلاص ورزیده اید؟ اگر اخلاص ورزیده اند پس هدایت یافته اند و اگر رویگردان شده اند، بر تو تبلیغ است و بس و الله بندگان را می بیند.(سوره3آيه 20)

 جز اسلام ديني پذيرفته نيست.(آل عمران آيه 85) شايسته نيست پيغمبر با آزاد كردن اسيران فديه بگيردتا خون ناپاكان بر روي زمين ريخته شود،شما استفاده از وجه فديه را مي خواهيد و خداوند سراي آخرت را براي شما.(انفال آيه 67) به ناباوران بگوی که اگر دست بردارند گناهان گذشته آنها آمرزیده شود و اگر بازگردند، دانند که با پیشینیان چه رفتاری شده است. با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین همه دین الله گردد. پس اگر باز ایستادند، الله کردارشان را می بیند(سوره8آيه 38،39) با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند(سوره توبه آيه 29) هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد.(سوره محمد آيه 4)

آنانكه بايد كشته شوند اگر در خانواده هاي خود باشند با پاي خود به قتلگاه خواهند آمد.(آل عمران 154) همه امورعلم، پيش از آنكه اتفاق بيفتد، و بعد از آن تابع امر خداوند است.(رم4) ما خود براي هر پيغمبر دشمناني را ازآدميان و اجنه و شياطين بر انگيخته ايم و البته اگر نمي خواستيم چنين نمي شد.(انعام112) بدترن موجودات نزد خداوند كساني هستند كه تعقل نمي كنند و اگر آنها را به كلام حق شنوا كنيم باز روي از آن بر مي تابند و بدان اعتراض مي كنند.(انفال22)

جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام.( سوره 51 آیه 56 (آن که مرگ و زندگی را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده.( سوره 67 آیه 2) ای مردم، همه شما به الله نیازمندید. اوست بی نیاز و ستودنی.( سوره 35 آیه 15) هرجا که باشید ولو در حصارهای سخت استوار، مرگ شما را در میابد. و اگر خیری به آنها رسد میگویند از جانب الله بود و اگر شری به آنها رسد میگویند از جانب تو بود. بگو همه از جانب الله است. چه بر سر این قوم آمده است که هیچ سخنی را نمیفهمند؟( سوره 4 آیه 78) هر خیری که به تو رسد از جانب الله است و هر شری که به تو رسد از جانب خود تو است. تو را به رسالت به سوی مردم فرستادیم و الله به شهادت کافی است.(سوره 4 آیه 79(

و تو اي رسول لازم نيست در همبستر شدن با زنانت نوبت انها را مراعات كني.هر يك از انها را كه مايل به او نبودي نوبتش را به عقب بيندازو اگر هم به او مايل شدي دو باره او را نزد خود بخوان.هيچكدام از انها نبايد از خواسته تو ناراضي باشند، بلكه بايد همگي به آنچه تو به آنان عطا ميكني رضايت دهند.(احزاب51) پس از وفات او نيزهرگز با همسرانش ازدواج مكنيد كه اين در نزد خداوند گناه بزرگي است.(احزاب53) اي رسول از كساني كه به ديدنت مي آيند صدقه دريافت كن تا آنان را پاك گرداني و طهارت بخشي.(توبه3،1) و نکاح زنان محصنه (شوهردار) نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف و مالک شده اید.(نساء24) خدا مثلی زده (بشنوید) آیا بنده مملوکی که قادر بر هیچ (حتی بر نفس خود) نیست با مردی آزاد که ما به رزق نیکو عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه خواهد انفاق می کند این دو یکسانند هرگز یکسان نیستند ستایش مخصوص خداست و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.(نحل75)

 

ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
بد

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 973
 بازدید امروز : 628
 کل بازدید : 4261124
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0/1250

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت  الله  است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

((طراحی قالب سایت : تیم طراحی سبلان نیوز ))